عَيْناً فيها تُسَمَّى سَلْسَبيلا

(آیه هجده سوره انسان)

سخنرانیهای استاد علیدوست

بسم الله الرحمن الرحیم
هنجارشناسی نظریه و نظریه پردازی در علوم نقلی
متن سخنرانی آیت الله علیدوست در جمع مسئولان کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره
اسفندماه 1396

أ.مقدمه
«علوم نقلی» وقتی شامل علوم و پدیده هایی چون فقه، اصول فقه، علوم قرآنی، تاریخ تحلیلی شود، مشکل کاربست پیدا می کند؛ زیرا در این کاربست این گونه القا می شود که علوم مزبور، نقلی (درمقابل عقلی) هستند در حالی که در این علوم نقش عقل و فرآورده های عقلی بس پردامنه و با حضوری محسوس است. به عنوان مثال نقش عقل در فقه در قالب کاربرد استقلالی (سندی) و ابرازی (تفسیر نصوص ملفوظ به کمک عقل) و تشکیل قیاس های مقبول فقهی (نه قیاس به عنوان سند استنباط) بسیار محسوس است. از این رو دانشی مثل علم فقه  « علمی نقلی –  ریاضی گونه و عقلی است»
جالب است بدانیم اگر در فقه «پیامدگرا» (لزوم بررسی برآیند خارجی یک فتوا و تاثیر آن در اصدار فتوا) باشیم، دانش مثل فقه، از گونه معرفت علمی و تجربی نیز بهره می برد؛ قهرا فقه دانشی (نقلی- عقلی و علمی (تجربی)) است. وضعیتی که برای فقه بیان شد در اصول فقه -که در واقع اصول فهم و منطق استنباطِ  احکام و غیر احکام است- ملموس تر است.
ب. آن چه در مقدمه فوق بیان گردید، هادی به این واقعیت و حقیقت است که بر فرض صحت و لزوم گسست هنجارها و بایسته های نظریه پردازی در مثل علوم نقلی محض (اگر چنین علمی داشته باشیم.؟!) از علوم نقلی، نمی توان این گسست را در نظریه پردازی در مثل فقه و اصول فقه اعمال بلکه لازم است در نظریه پردازی در مثل علم فقه و اصول ( که علوم نقلی پنداشته شده اند ) از هنجارهای نظریه پردازی در علوم نقلی – هر چند فی الجمله نیز استفاده کرد.

2. چیستی نظریه و نظریه پردازی در علوم نقلی
أ.آیین نامه برگزاری کرسی های نوآوری، نظریه پردازی  و نقد، نظریه را به ترتیب ذیل تعریف کرده است:
«نظریه» عبارت است از گزاره (یا گزاره های) حاوی مدعا (یا مدعاهای) منسجم، مبتنی بر مبنا (یا مبانی) مشخص، بر آمده از منطق مناسب، متکی بر «دلیل» (یا دلایل) و مویدات موجه، که پذیرش آن موجب دگرگونی در یک قلمرو «علمی معرفتی» یا «عملی معیشتی» می گردد. یک نظریه کامل و کارآمد، باید از ویژگی هایی از قبیل عناصر زیر برخوردار باشد:
1.شفافیت مفهوم شناختی؛ 2.مساله ای اصلی مشخص 3. ارکان و اجزاء منسجم، 4. برخورداری از ملزومات روش شناسانه، 5.پیش انگاره ها و مبانی روشن و متقن، 6.دلایل و شواهد محکم و مقاوم، 7. قدرت بر نقد و ابطال نظریه های رقیب و معارض، 8. تعمیم پذیری کافی 9. نتایج نظری و کاربردی در خور).
 این تعریف از نظریه – که یکی از جامع ترین و سنجیده ترین تعریف ها از این پدیده است- جدا از جنسی که برای نظریه در نظر می گیرد برای آن شش عرض می شمارد و در عناصر شماری آن به نه عنصر اشاره می کند البته در مثل نظریه پردازی در فقه باید عناصری دیگر نیز اضافه کرد، بدین قرار:
یکم: مبتنی بر تتبع گسترده در متون (علاوه بر نصوص) و تحقیق؛
دوم: توجه به پیامد نظریه و نتایج آن،
سوم: توجه به ساحت نظریه.
با این توضیح که اگر مفاد نظریه در حوزه ای است که عقل حضور مشروع دارد، مبنا همان دلیل است (وحدت عنصر پنج و شش از عناصر گذشته) و اگر نقلی است مبنا غیر از دلیل است. در فرض اول مبنا حرف اول و آخر را می زند چون موضوع حکم همان مبنا (= علت حکم) است در حالی که در فرض دوم، فصل الخطاب با دلیل و سندِ حکم است و مبنا کارایی ابزاری (تفسیر نصوص) دارد.
همچنین نظریه پردازی در ساحت تزاحم ها (استنباط دوم) قدری متفاوت با همان در ساحت روایی استنباط اول  است.
ب. مطالب ابراز شده در رقم قبل چگونگی نظریه پردازی علاوه بر چیستی نظریه را روشن کرد. فرایند نظریه پردازی از تضلع در دانش شروع می شود، با تتبع در متون ادامه می یابد و...



3. مجال وسیع نظریه‌پردازی در علوم نقلی
بدون تردید هیچ دانشی هیچ گاه به ایستگاه آخر نمی رسد و مجال نوآوری و نظریه پردازی در همه علوم وجود دارد. خام  اندیشی است که کسی تصور کنند نسبت به دانشی دیر به دنیا آمده است و همه مطالب آن دانش را گذشتگان به انجام رساندند. لکن حساب علوم نقلی و انسانی به دلیل گستردگی ساحاتش از نظر وجود ظرفیت نظریه‌پردازی حسابی ویژه است. البته گستردگی نظریه‌پردازی در همه علومی که علوم نقلی انگاشته می‌شود، یکسان نیست. مثلاً مجال نظریه‌پردازی در مثل ادبیات یا رجال - با وجود مجال فراخی که دارد- هیچ گاه قابل مقایسه با مثل فقه و اصول فقه نیست؛ چرا که در این دو دانش هر مقدار تلاش صورت گیرد، باز هم فاصله کارهای انجام شده نسبت به آنچه باید انجام شود، (به نفع کارهای انجام نشده) بیشتر می شود. اینجانب در نظریه ای که به کرسی های نظریه پردازی ارائه داده ام  ثابت کرده است که اصول فقه –علی رغم آنکه متورمش می دانند- از نظر حجم مسائلی که باید به آن پرداخته شود، فقیر است. به تعبیری دیگر آنچه بحث  شده دفتر اول از سه دفتری است که اصول فقه کافی، باید دارا باشد.


خاتمه
در خاتمه به‌عنوان نتیجه آنچه گذشت یادآور می‌شود به اعتقاد اینجانب در نامه های که از سوی دبیرخانه محترم کرسی‌های نوآوری نظریه پردازی و نقد موجود است، برای علوم نقلی نیازی به تغییر ندارد و موجبات تغییر به قدری نیست که ضرورت تغییر طرح نامه ها را طالب باشد. نسبت به سایر علوم و کرسی ها، نظر متخصصان این امر گرفته شود.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید